
آزادی زنان و رنسانس سکولار در جامعه ایران
پیشگامان رنسانس سکولار
تاریخ انقلابهای اجتماعی سرشار از مبارزه برای آزادی است، اما رنسانس سکولار ایران به دلیل نقش محوری و پیشگامانه زنان متمایز است. زنان ایرانی تنها در این مبارزه مشارکت نکردند، بلکه پیشقراولان آن بودند. برای چهل و شش سال، حکومت دینی از کنترل بر بدن زنان به عنوان مهمترین نماد بصری قدرت و اقتدار خود استفاده کرد. حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی شدید و تقلیل قانونی زنان به شهروندان درجه دوم، سیاستهای فرعی نبودند، بلکه ستونهای اصلی جمهوری اسلامی به شمار میآمدند. در نتیجه، زمانی که زنان ایستادند، روسریهای خود را برداشتند و آزادیهای بنیادین خود را فریاد زدند، پایههای این رژیم را به لرزه درآوردند. فروپاشی حکومت دینی در واقع پیروزی آزادی زنان است و آینده سکولار ایران توسط کسانی نوشته خواهد شد که تن به پنهان شدن ندادند.
برای درک عمق این تحول، باید بدانیم چرا حکومت تا این حد بر کنترل جنسیت تمرکز داشت. ایدئولوژی رژیم بر مفاهیمی چون «طهارت مذهبی» و «نظم اخلاقی» بنا شده بود که آنها را در تسلیم مطلق زنان در برابر اقتدار مردانه و روحانی تعریف میکردند. دولت با پلیسی کردن پوشش، رفتوآمد و انتخابهای شخصی زنان، تصویری از کنترل مطلق خود را به نمایش میگذاشت. بنابراین، برداشتن حجاب اجباری یک اقدام سیاسی و عمیق بود. این کار رد مشروعیت رژیم و بازپسگیری حاکمیت فردی بر خویشتن بود. زنانی که با موهای رها در خیابانهای تهران، اصفهان و شیراز قدم زدند، فقط یک قانون پوشش را به چالش نکشیدند، بلکه ابزار اصلی کنترل دولت را در هم شکستند. آنها ثابت کردند که یک جامعه نمیتواند آزاد باشد وقتی نیمی از جمعیت آن در زنجیر هستند.

برابری حقوقی در دوران پس از حکومت دینی
با پیوستن حکومت دینی به تاریخ، اولویت فوری ما تبدیل روحیه سرکش و آزادیخواهانه زنان به تضمینهای قانونی دائمی است. یک ایران سکولار باید برابری جنسیتی مطلق را در تمام ابعاد قانون برقرار کند. این امر مستلزم بازنگری کامل در قوانین مدنی و کیفری است. ما باید تمام قوانین تبعیضآمیز علیه زنان را لغو کنیم، از جمله ارث نابرابر، دیه نابرابر و محدودیتهای مربوط به سفر، اشتغال و تحصیل. قوانین خانواده باید به طور کامل سکولار شوند تا زنان از حقوق برابر در طلاق، حضانت فرزندان و تقسیم داراییهای مشترک برخوردار گردند. برابری واقعی نمیتواند وجود داشته باشد تا زمانی که قانون، زن را به عنوان یک صغیر تحت سرپرستی پدر یا همسر تعریف کند.
علاوه بر این، چارچوب حقوقی جدید باید محافظتهای قدرتمندی را در برابر خشونتهای جنسیتی ارائه دهد. سوءرفتار خانوادگی، کودکهمسری و قتلهای ناموسی—که اغلب در قوانین شریعت تحمل شده یا مجازاتهای ناچیزی داشتند—باید به عنوان جرایم سنگین تلقی شوند. ما باید سیستمهای حمایتی، پناهگاهها و کمکهای حقوقی برای بازماندگان خشونت ایجاد کنیم. اصلاح قوانین اولین گام است، اما ما باید اطمینان حاصل کنیم که دولت به طور فعال این قوانین حمایتی را اجرا میکند. یک دولت سکولار صرفاً بیطرف نمیماند، بلکه به طور فعال برای محافظت از شهروندان در برابر تبعیض و خشونت ساختاری مداخله میکند تا خانه و جامعه را به فضایی امن برای همگان تبدیل سازد.
توانمندسازی اقتصادی و مشارکت سیاسی
آزادیهای سیاسی و حقوقی بدون استقلال اقتصادی، وعدههایی توخالی خواهند بود. در رژیم گذشته، مشارکت زنان در اقتصاد رسمی به طور سیستماتیک محدود شده و علیرغم اینکه زنان اکثریت فارغالتحصیلان دانشگاهی را تشکیل میدادند، نرخ مشارکت آنها زیر بیست درصد بود. موانع قانونی و فرهنگی برای نگهداشتن زنان در وابستگی مالی طراحی شده بودند. در یک ایران سکولار و دموکراتیک، توانمندسازی اقتصادی زنان یک اولویت حیاتی برای توسعه ملی است. ما باید تمام اقدامات تبعیضآمیز در استخدام، ارتقاء شغلی و پرداخت حقوق را از بین ببریم. دولت باید در برنامههایی سرمایهگذاری کند که از زنان کارآفرین حمایت میکنند، دسترسی به سرمایه را تسهیل مینمایند و آموزش دختران را در زمینههای علمی و فنی ترویج میدهند.
همزمان، ما باید از حضور برابر زنان در تمام نهادهای تصمیمگیری اطمینان حاصل کنیم. از شوراهای محلی گرفته تا پارلمان ملی و قوه قضاییه، صدای زنان باید در مرکز بازسازی کشور قرار گیرد. این یک موضوع سهمیهبندی یا خیریه نیست، بلکه مسئله عدالت و عقلانیت است. بازسازی ایران نیازمند بهکارگیری تمام منابع فکری و خلاقانه آن است. حکومت دینی با حذف زنان از رهبری، پتانسیل کشور را فلج کرد. یک ایران سکولار شکوفا خواهد شد زیرا رهبری، نوآوری و خرد زنان خود را در آغوش میکشد.
پیوند ناگسستنی سکولاریسم و فمینیسم
یک دلیل بنیادین وجود دارد که چرا آزادی زنان به یک دولت سکولار نیاز دارد. در طول تاریخ، دگمهای مذهبی همواره ابزار اصلی برای توجیه فرودستی زنان بودهاند. وقتی قوانین بر اساس متون باستانی نوشته میشوند، نابرابری جنسیتی به عنوان یک دستور الهی قلمداد شده و خارج از دایره نقد قرار میگیرد. سکولاریسم این پیوند مخرب را میشکند. با جداسازی دین از قانون، سکولاریسم تضمین میکند که حقوق و نقشهای جنسیتی به جای الهیات دگماتیک، در پرتو عقل، عدالت و حقوق بشر مورد بحث و تصمیمگیری قرار گیرند.
یک دولت سکولار آزادی وجدان را تضمین میکند که شامل حق زنان برای انتخاب سبک زندگی، باورها و هویت خودشان است. در یک چارچوب سکولار، یک زن میتواند مذهبی بودن، سنتی بودن، سکولار بودن یا آتئیست بودن را انتخاب کند بدون اینکه با عواقب اعمال شده از سوی دولت مواجه شود. سکولاریسم سبک زندگی خاصی را تحمیل نمیکند، بلکه فضایی متکثر ایجاد میکند که در آن هر زن نویسنده سرنوشت خویش است. فمینیسم و سکولاریسم متحدان طبیعی یکدیگرند، زیرا هر دو به دنبال برچیدن اقتدار خودکامه و برقراری حق تعیین سرنوشت فردی هستند.
همبستگی سکولار: بازسازی در کنار یکدیگر
مسیر حرکت به سوی یک جامعه کاملاً برابر بدون چالش نیست. دههها تبلیغات و آموزشهای مردسالارانه دولتی، نشانههای عمیقی در آگاهی فرهنگی جامعه بر جای گذاشته است. بازسازی ایران نیازمند یک تحول فرهنگی مستمر در کنار اصلاحات حقوقی است. مدارس ما باید احترام متقابل، برابری جنسیتی و حقوق بشر را از سنین پایین آموزش دهند. رسانهها و هنر ما باید مشارکتهای متنوع زنان در تاریخ و آیندهمان را ارج بنهند. این وظیفهای است که نیازمند مشارکت فعال تمام شهروندان، اعم از مردان و زنان، است.
رنسانس سکولار ایران گواهی بر قدرت شجاعت انسان است. شجاعت زنانی که بر روی سکوها ایستادند، روسریهایشان را تکان دادند و در برابر گلولهها سینه سپر کردند، سرنوشت یک ملت را بازنویسی کرده است. در حالی که ما این جمهوری سکولار جدید را میسازیم، این کار را بر پایه فداکاری و ایثار آنها انجام میدهیم. ما به نسل بعدی دختران ایرانی قول میدهیم که در سرزمینی بزرگ خواهند شد که در آن رویاهایشان با قانون محدود نمیشود، بدنشان متعلق به خودشان است و ذهنشان ستوده میشود. دوران تسلیم اجباری به پایان رسیده و طلوع برابری آغاز گشته است.