
مغالطه اقتصادی حکومت دینی: چرا سکولاریسم برای رفاه ضروری است
هزینه ایدئولوژی
هنگامی که یک ملت منابع خود را بر اساس دستورات الهی به جای واقعیتهای بازار تخصیص میدهد، ویرانی اقتصادی اجتنابناپذیر است. ایران به عنوان یک گواه جهانی بر مغالطه اقتصادی حکومت دینی ایستاده است. در طول چهار دهه گذشته، تریلیونها دلاری که باید در زیرساختها، آموزش و بهداشت سرمایهگذاری میشد، در عوض به نهادهای مذهبی، تبلیغات ایدئولوژیک و صدور تهاجمی یک انقلاب بنیادگرا سرازیر شد. مردم سنگینی این مالیات ایدئولوژیک را از طریق تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و سقوط ارزش پول تحمل میکنند. برای درک اینکه چرا سکولاریسم نه تنها یک ترجیح فلسفی بلکه یک ضرورت اقتصادی است، باید معماری مالی حاکمیت مذهبی را کالبدشکافی کنیم.
در یک اقتصاد سالم و مدرن، سرمایه به حوزههایی اختصاص مییابد که بالاترین بازدهی را از نظر نوآوری، بهرهوری و رفاه اجتماعی به همراه دارند. در یک حکومت دینی، سرمایه برای حفظ قدرت طبقه روحانیت تخصیص مییابد. بخشهای عظیمی از بودجه ملی صراحتاً برای سازمانهایی در نظر گرفته شده است که تنها خروجی آنها حفظ خلوص ایدئولوژیک است. حوزههای علمیه، پلیس اخلاق (گشت ارشاد) و زیارتگاهها بودجههایی را جذب میکنند که یک کشور سکولار از آنها برای ساخت بیمارستانها، مراکز تحقیقاتی و زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر استفاده میکند. رکود اقتصادی ناشی از آن تصادفِ مدیریت ضعیف نیست؛ منطق و نتیجه تضمین شدهی اولویت دادن ایدئولوژی بر صنعت است.

فرار مغزها و از دست دادن سرمایه انسانی
شاید ویرانگرترین پیامد اقتصادی حاکمیت مذهبی، خروج گسترده سرمایه انسانی باشد. یک اقتصاد شکوفا نیازمند مردمی آزاد و تحصیلکرده است که توانایی تفکر انتقادی و نوآوری داشته باشند. با این حال، محیطی که آزادی بیان را سرکوب میکند، قوانین پوشش اجباری را تحمیل میکند و با زنان به عنوان شهروندان درجه دوم رفتار میکند، برای استعدادها سمی است. میلیونها نفر از درخشانترین ذهنهای ایران—مهندسان، پزشکان، هنرمندان و کارآفرینان—مجبور به مهاجرت شدهاند و مهارتها، کسبوکارها و درآمد مشمول مالیات خود را به کشورهای سکولار بردهاند؛ جایی که پتانسیل آنها توسط دگمهای مذهبی محدود نمیشود.
این فرار مغزها نشاندهنده از دست دادن ثروتی غیرقابل محاسبه است. هنگامی که کشوری دانشآموزی را آموزش میدهد تا او را به دلیل شرایط اجتماعی غیرقابل تحمل داخلی در یک بازار کار خارجی از دست بدهد، اساساً در حال یارانه دادن به اقتصادهای جهان آزاد است. یک ایران سکولار این روند را معکوس خواهد کرد. با تضمین آزادیهای شخصی، جدایی دین از امور دولت، و ایجاد شایستهسالاری به جای ایدئولوژیسالاری، ما میتوانیم محیطی ایجاد کنیم که ذهنهای درخشانی را که برای رقابت در بازار جهانی قرن بیست و یکم مورد نیاز است، جذب و حفظ کند.
انزواطلبی و اقتصاد جهانی
اقتصادهای مدرن بر پایه همگرایی جهانی بنا شدهاند. خصومت ایدئولوژیک رژیم دینی نسبت به غرب و پایبندی آن به یک سیاست خارجی بنیادگرا، ایران را از سیستم بانکداری بینالمللی و بازارهای پرسود جهانی منزوی کرده است. تحریمها، در حالی که توسط قدرتهای خارجی اعمال میشوند، پیامد مستقیم موضع مذهبی سازشناپذیر رژیم و پیگیری سیاستهای مخرب آن به نام وظیفه الهی هستند. بهای این انزوا را شهروندان عادی در فروشگاههای مواد غذایی، داروخانهها و پمپ بنزینها میپردازند.
یک دولت سکولار بر اساس عملگرایی عمل میکند. منافع ملی بر اساس رفاه و امنیت اقتصادی تعریف میشود، نه تحقق پیشگوییهای قرون وسطایی. ورود مجدد به اقتصاد جهانی مستلزم رهایی از وضعیت طردشدگی است که حکومت دینی آن را به دست آورده است. با پذیرش هنجارهای بینالمللی و اولویت دادن به روابط دیپلماتیک بر توسعهطلبی مذهبی، یک ایران سکولار سرمایهگذاری عظیم خارجی را باز خواهد کرد، انتقال فناوری را تسهیل میکند و منابع عظیم طبیعی و انسانی خود را در زنجیره تامین جهانی ادغام خواهد کرد.
نابرابری جنسیتی: کنار گذاشتن نیمی از ثروت
هیچ اقتصادی نمیتواند به ظرفیت کامل خود برسد در حالی که به طور سیستماتیک نیمی از جمعیت خود را سرکوب میکند. قوانین مذهبی اجرا شده در ایران موانع غیرقابل عبوری را بر سر راه زنان متقاضی تحصیل، اشتغال و کارآفرینی قرار میدهد. از قوانین نابرابر ارث گرفته تا نیاز به اجازه ولی مرد برای سفر یا تجارت، سیستم قضایی برای نگه داشتن زنان در وابستگی مالی و به حاشیه رانده شدن اقتصادی طراحی شده است. این یک فلج کردن عمدی نیروی کار ملی است.
حذف غل و زنجیرهای مذهبی از مشارکت زنان در نیروی کار منجر به افزایش فوری و گسترده در تولید ناخالص داخلی (GDP) خواهد شد. آزادی اقتصادی واقعی نیازمند این است که تشخیص دهیم استعداد، خلاقیت و نیروی کار زنان ستونهای اساسی یک ملت مرفه هستند. سکولاریسم برابری قانونی لازم برای تحقق این امر را تضمین میکند.
گذار به یک اقتصاد عقلانی
مسیر پیش رو روشن است، اگرچه چالشبرانگیز. گذار از یک حکومت دینی به یک دموکراسی سکولار مستلزم تغییر کامل اولویتهای اقتصادی دولت است. داراییهای عظیم بنیادهای مذهبی—که معاف از مالیات عمل میکنند و درصد عظیمی از اقتصاد را به خود اختصاص میدهند—باید ملی، حسابرسی و سکولاریزه شوند. ثروت باید به حوزه عمومی بازگردانده شود. بودجههای دولتی باید شفاف و با هدف توسعه پایدار باشند.
یک ایران سکولار یک شبه به یک مدینه فاضله تبدیل نخواهد شد، اما بلافاصله جلوی خونریزی را خواهد گرفت. با جایگزینی دستور الهی با دادههای اقتصادی، و نظارت روحانیون با پاسخگویی دموکراتیک، ما میتوانیم پتانسیل عظیم ملت خود را هدایت کنیم. شکوفایی انسانی بزرگترین معیار موفقیت اقتصادی است و شکوفایی انسانی در آزادی رشد میکند. زمان آن فرا رسیده است که خرافات را قطع بودجه کنیم و روی واقعیت سرمایهگذاری کنیم.